انزوا چشم
انزوا چشم قرمز و رقاصانه هیچ به پیش بینی نمی رود تا دلیل می رود پیش بینی به یاد می آورد به یاد که آوردی سپر برداشتی مشکل لوله بخاری است که می گوید : آی بچه تولد ! بخاری با چشم های قرمز رو به کیر خویش پرخاشگرانه گوشزد می کند «ای افروخته در بهار آبی اسفند ماه تن از مهمان و رد پا کلفت گیر؟ مصنوعی تکرار هرگز است طبیعی هیچ چیز غیر خودش ندارد مثل خواستن
| لینک ثابت | ۱۳۸٩/٦/٦ |


